-
تفاوت نگاه
سهشنبه 4 شهریور 1393 23:36
یک خوانندهی آمریکایی و جامائیکایی به نام « بوب مارلی1/ Bob Marley » جملهای دارد به این شکل:«برخی انسانها به لطافت باران میاندیشند، شماری به خیسشدن از آن». جملهی این خواننده میتواند نگاه ما را نه تنها در بُعد باران و خیسشدن، بلکه در بسیاری دیگر از ابعاد زندگی، گسترشدهد. البته میتوان این تفاوت نگرش را برای آن...
-
بخشیدن یا فراموشکردن
جمعه 31 مرداد 1393 13:17
تا آنجا که من با فرهنگهای گوناگون در تماس بودهام، بیشتر مردمان جهان، برای محتوای ضربالمثلها و یا کلمات قصار چه متعلق به فرهنگ و ادب همان سرزمین و چه سرزمینهای دیگر، وزن و اعتبار سنگینی قائل هستند. این اعتبار تا آنجاست که گاه بدون اندیشه به عمق ضربالمثل مورد بحث، برای به کرسی نشاندن حرف خویش و یا اعتباربخشیدن...
-
مرزهای مَرئی و نامَرئی
جمعه 31 مرداد 1393 12:08
برخی پدیدههای رفتاری و فکری در انسان، از حساسیت غریبی برخورداراست. بدین معنی که اگر او در این سوی مرز قرارگیرد یا در آن سوی مرز، با چنان معیارهای متفاوتی ارزیابی میشود که میتوان این سوی مرز را «آسمان» و آن سوی مرز را «زمین» نامید. مثالی میآورم. کسی که بگوید من هیچگاه خطا نمیکنم، در واقع، نخستین خطای خویش را...
-
گفتن و نگفتن
چهارشنبه 29 مرداد 1393 21:15
انسان از زمانی که زبان و کلام را در اختیار گرفت، همیشه برای بیان برخی نکتهها، میان «گفتن» و «نگفتن» در نوسان و تردید بودهاست. این تردید، در موردهای معینی، حفظ منافع فردی و یا اجتماعی گوینده را در برداشته و در موردهای دیگری، حفظ منافع فردی و یا اجتماعی دیگران را. برای هیچ خوانندهای، حتی سادهدلترین آنان، تردیدی...
-
دانستن و گفتن
چهارشنبه 29 مرداد 1393 20:18
در انسان، این خصلت عام، بسیار نیرومند است که وقتی در یک زمینهی خاص، اطلاعاتی دارد، دوستدارد آن را به دیگران انتقال دهد. با این انتقالدادن، او نه تنها از قدرت معنوی بیشتری در دایره ی زندگی دیگران برخوردار میگردد بلکه احترام و توجه شنوندگان و اطرافیان را هم به خود جلب میکند. واقعیت آنست که این اطلاعات، چه از نوع...
-
شدن و بودن
سهشنبه 28 مرداد 1393 21:50
واژههای «شدن» و «بودن»، همیشه ذهن اهل فلسفه و یا علاقهمند به مباحث فلسفی را به خود جلب کردهاست. «شدن» بیانگر یک روند طولانی و پر فراز و فرود از زندگیاست که یک موجود زنده طی میکند تا به مرحلهای از زندگی و یا تکامل برسد. طبیعیاست که بیشتر توجه انسان در تجزیه و تحلیل پدیدهی «شدن» و «بودن»، مربوط به خود انساناست....
-
توصیف دروغ و حقیقت
دوشنبه 27 مرداد 1393 22:05
گاه از خود پرسیدهام که چرا پدیدهی دروغ در ذهن بیشتر انسانها، سبکبارتر از حقیقت جلوهگری میکند؟ آیا بدان دلیل است که دروغ، عملاً پدیدهای توخالیاست؟ یا بدان جهت است که دروغ به علت امکان رقصیدن با هر ساز و آوازی، راحتتر میتواند از سوراخها به بیرون بلغزد و از از بیرون، خود را به سوراخی بکشاند و در آنجا...
-
بازگشتهای دلپذیر(10)
یکشنبه 12 مرداد 1393 21:18
در این سفر، متوجهشدم که یکی از خویشان من که سالها از او بیخبر بودم، همراه با همسرش، مسؤل نظافت یکی از توالتهای عمومی شهر تربت حیدریه است. او مردی است شصت و چندساله که ظاهراً تا چند سال پیش در شهر گناباد به کار قالی بافی مشغول بوده و اینک در سرانهی پیری به شهر زادگاهش برگشتهاست. دوستداشتم او را ببینم و اندک...
-
بازگشتهای دلپذیر(9)
یکشنبه 12 مرداد 1393 11:26
با راشل و دخترانمان راهی گورستانی در حوالی مزار قطبالدین حیدر هستیم تا دیداری از مزار پدر و مادرم داشتهباشیم. در سفر قبلی، مادرم هنوز زنده بود اما اینک او نیز درگذشتهاست. در این جور مواقع، راشل با آلیس و جولیا تاکسی میگیرد و من با آمبر و مدیسون. روز جمعهاست و هردو برادرم با اصرار فراوان، دوست دارند ما را...
-
بازگشتهای دلپذیر(8)
یکشنبه 12 مرداد 1393 08:30
هوسکردهام با راشل سری به «تپهی غربتها» بزنم. او میداند که بخشی از دوران کودکی من، در نزدیکی این محله گذشته است. خانهی پدری من، فاصلهی چندانی با تپهی غربتها که شماری از کولیهای خراسان باشند نداشتهاست. ما همیشه آنان را با خود بیگانه دانستهایم. از خود راندهایم. انگار هرگونه معاشرت، ازدواج و یا معامله، با...
-
بازگشتهای دلپذیر(7)
شنبه 11 مرداد 1393 17:41
با دوستی قدیمی که اهل اندیشه است دیداری داشتم. او نیز جزو کسانیاست که در هرسفر، دیدار وی برای من از واجبات به شمار میآید. در ضمن صحبت، یکی از نگرانیهای عمیق او، فرار مغزها از کشور بود. او اعتقاد داشت که مهاجرت بزرگ ایرانیان در خلال سی سال گذشته، در عمل مغزهای اندیشمند، مخترع، مکتشف، جراح، فیلسوف و غیره و غیره را...
-
بازگشتهای دلپذیر(6)
شنبه 11 مرداد 1393 13:29
با تنی چند از دوستان قدیم که اهل کتاب و قلم بودهاند و هستند، دیدار میکنم. سالهاست که از مصاحبت آنان بیبهره بودهام. در من همیشه این فکر بودهاست که گذشت زمان، در هر انسانی، تغییرات معینی را پدید میآورد. طبیعیاست که در برخی، این تغییرات، شکل تکاملیابنده دارد و در شماری دیگر، شکل واپسگرایانه. من معتقدم که هیچکس...
-
بازگشتهای دلپذیر(5)
پنجشنبه 9 مرداد 1393 14:28
با «راشل» مشغول گشت و گذار در خیابانهای شهر هستیم. نحوهی لباسپوشیدن او چنان به سبک و سیاق ایرانیاست که کمترکسی میتواند گمانکند که او یکی از اتباع بریتانیای کبیر است که این گونه به فرهنگ و زبان فارسی و حتی دیگر اقوام ایرانی عشق میورزد. درست همانگونه که این عشق را به ساکنان انگلستان با همهی لهجهها و گرایشها...
-
بازگشتهای دلپذیر(4)
پنجشنبه 9 مرداد 1393 08:27
«جولیا» گفتهبود که به دختر عمویش قولداده برای او یک کیف قشنگ بخرد. با هم به یکی از فروشگاههای کیف تربت حیدریه میرویم. هنوز بوی اول صبح به مشام میرسد. درست است که بسیاری از دکانها بازند. اما صاحبانشان، کاملاً خواب آلود به نظر میرسند. تصورم آنست که اگر جبر زندگی اجازه میداد، چه بسا دوستداشتند هنوز هم ساعات...
-
بازگشتهای دلپذیر(3)
پنجشنبه 9 مرداد 1393 06:58
از تصادف روزگار، ساعت هشت اولین جمعه شب که همه دورهم نشستهبودیم، یکباره حال مادرم به همخورد و با توجه به سن و سالی که دارد، ترجیحدادیم او را به اُرژانس منتقلکنیم. البته نه من بلکه برادران و خواهرانم عامل این انتقال شدندکه چَم و خَم کارها را خوب میدانند. در آنجا پزشکی سررسید و با برخوردی که انگار گوسفندی را به...